خُـــــ ـــــدا جــــون اجــــ ــــازهـــ؟
میــــشهــــ من ورقمــــو بــــدم ؟؟
میدونــــم وقــــت امتــــحان تمــــوم نشــــده ولــــِ من دیــــگه خستــــه شدم...
خســــته.........
خُـــــ ـــــدا جــــون اجــــ ــــازهـــ؟
میــــشهــــ من ورقمــــو بــــدم ؟؟
میدونــــم وقــــت امتــــحان تمــــوم نشــــده ولــــِ من دیــــگه خستــــه شدم...
خســــته.........

فرامــوشــــــــی سپرده ای
گـــــــــــاه دوســـــت بــــــدار آنــــــان را کــه "روزگاری" دوسـت داشته ای
گـــــــــــاه ببار بر درختــــــــــی که سرسبزش پنداشتــــتته ای و بـــــــــی نیاز به بــــارانت
گــــــــــــاه فراموش نــــــکن دوستانــــــــی را کــه "دیگر" دوست نیستند
گـــــــــــاه تنها شو بــه تنهایـــــــــی نور
گـــــــــــاه فریاد کن از پس دیـــوارهای ساختگــــــــی ذهنت
گــــــــــاه به محبت بگیـــــــــــر دست دوست و بازوی دوستــــــداری را
گــــــــــاه بگذر از چیزهایـــــــی که بسیار دوستشان داری کــه اوج هر دوست داشتنــــــــی گـــــــذر
است
گــــــــــاه رها کن قلمت را در جریان بـــــــی امان احساس
گــــــــــاه پــــــرواز کن بـا بــال های خیالت
گــــــــــاه زلال باش
گــــــــــاه با شکوه باش مثــــل نیلوفر
گــــــــــاه زیبا باش مانند "خودت"
گاهــــــی اشک بریز برای آنانــــکه "نمـــــی فهمند" تنهایــــــی
آدَمهــــــا همیــــنَانــــــد کــــه هَستنــــــــد
مــــیخـــواهــــی بِجــــــنگی بِجنــــــگمــــیخـــواهــــی تسلیم شَــــوی تَسلیــــم شُــــــــــو
بِــــه هَـــــرحــــالپَشــــیمــــان مــــیشَــــوی
اَز کــــارهــــای کَــــرده و
کــــارهــــای نَکـــــردهاتزِندگــــی هَمیـــــن اَســــت کِـــه هَســـت
فَـــــــرقی نمــــــیکُنــــداَز کُــــدام راه بِــــروی
هَمیـــشه راهــــی کِــــه نَرفتِـــــــــهایوَســــوَســــهاَت مــــیکُنــــد
و چِــــراغهــــای خــامـــــــــــوشمُــــدام برایــت چِشــــمک مـــــیزند
چِشــــمهـــایت را هَــــماَگــــر ببـــندی
بـــــاز خــــامـــوشـــی ایــن نـــــــورکــــورت مـــــیکُــــند
لااقلچِشــــمهــــایَت را بــــاز کُــن
_______________________________________________-
rooze madar mobarak
اعتمــــاد به عشقت....اعتمــــاد به آینــــدت....اعتمــــاد به نفســــت!!!!!!!!!

تا وقتیــــــ قلــبـــ عریانـــ کسیـــ را ندیدیــــ بدنتــــ را عریانــــ مکنــــ ,
هــرگــز چشمانتـــــ برایــــ کسیــــ کهــــ معنیـــــ نگاهتــــ را نمیفــفهـــمد گریانــــ مکنــــ ,
قلبتــــ را خالیــــ نگــــهدار اگـــر روزیــــ خواستیــــ کسیــــ را در قلبتــــ جایــــ دهیــــ سعی کن فقط یکــــ نفر باشـــد
و بهــــ او بـــگو : تورا کمـــتر از خـــدا و بیشـــتر از خودم دوست دارم زیـــرا بهـــ خدا اعتقاد و بهـــ تو نیـــاز دارم.
شــمارهــ ای کهـــ دسـت و دلـــتـــــ میلرزهــــ وقتیـــ میخوایــــــ بگیریشــــــ!!!
آخرشــــم بیخیـــــال میشیـــــــــ . . . . . . .! !! ! ! ! ! !
ایــــــن روزها ...
هـــــــر نفـــس ،
درد اســـت که میکشـــم !!!
در نبــــــــودت "
ای کــاش یا بـــــــــــودی ،
یـــــا اصـــلا نبودی !!!
ایـــــن که هســـتی
و کنــــارم نیســــتی ...
دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد "
بفــــــهم بی انصــــــاف !!!
آدمـــ هــایِــ عجــیبــی دارد اینجــا؛
دوستــی هـایِشــان نـاگهـانی ستـــــ ،
دِلــ بَستَــنــــ ِشــان غَـریــبـــــ استـــــ ،
و رَفــتَنـــ ِشــانــــ آشنـــــا!!!
دلهایتان آسمانی،وجودتان سرشار از محبت،شادیهایتان مداوم
غم هایتان اندک،اندیشه هایتان جاودانی،جام هایتان پر از صبر و بردباری
سرای تان آکنده از عشق
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز
یادش بخیر قدیما رو عیدیه فک و فامیل حساب باز میکردیم
اما الان خیلی لطف کنن یه بوس بهمون میدن
عیدتون مبارک
منم دعا کنید![]()
میکنن!
سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوز هم شکستن بلد نیست!
سلامتی اونایی که تو اوج سختی و مشکلات بجای اینکه ترکمون کنن درکمون میکنن!
سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره!
آخریش هم به سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیدونن و اونایی که دوسمون دارن و
نمیدونیم!
جاده هنوز خیس است
و
من همچنان می روم
به خیال رد پای اشکهایت
ولی تردید مرا زجر می دهد
نمی دانم این خیسی اشکهای توست
یا
خیسی شرم این جاده از شکست دوباره من؟؟؟
دلم گرفته از آدم هایی که میگن هواتو دارن ولی معنی شو نمی دونن از اونایی که میخوان
فقط مال اونا با شی اماخودشون فقط مال تو نیستند از اون های
که زیر بارون برات می میرن ولی وقتی آفتاب شد همه چیز از یادشون میره
از اونایی که سرشون خیلی شلوغه .
شاید کودکانه شاید بی غرور…
اما هر وقت گونه هایم خیس می شود
می فهمم نه ضعیفم نه کودکم بلکه پر از احساسم…

اگر دوستـت دارم بهـــــــــانه میخواسـت
ایـــن دل تــــنگه من نشــــانه میخواسـت
اگر عاشقـی معشوقـــــــــــه میــخواسـت
بغض دیرینه من فقط یه شانه میخواسـت
میخوام بغضمو بترکونم !!!
کسی شونه هاشو به من قرض میده؟
نمیکنم ارام ارام با تو نبودن را در کنارم به پریشانی میکشم او همچنان با من هم قدم است دستانم را
میگیرد و کنار گوشم زمزمه میکند اشکال ندارد درست میشود.
به چهره ام خیره مانده عجب شبیه تو است این بی تو بودن ، اشکانم را مثل تو پاک میکند ولی
نمیدانم چرا قبل از رسیدن دستانش به گونه هایم اشکهایم خشک میشود.
مرا از راه رفتن منع میکند در اغوشم میکشد و بوسه ای بر لبانم میزند یاد تو برای زنده
میکند.همانجا که تو با چشمانت عاشق شدن را به من خبر دادی.او نیز پس از بوسه لفظ عاشق شدم
را برایم خواند نمیدانم جادوی لبانم است یا وسوسه ی
اغوش که اینگونه جذب میکند.
دستانم را محکم فشار میدهد و با چشمان خیره به من میگوید تا ابد با تو خواهم ماند.*


به دادم برس اي اشك دلم خيلي گرفته
نگو از دوري كي نپرس از چي گرفته
منو دريغ يك خوب به ويروني كشونده
عزيزمه تا وقتي نفس تو سينه مونده
تو اين تنهايي تلخ منو يك عالمه ياد
نشسته روبرويم كسي كه رفته برباد
كسي كه عاشقانه به عشقش پشت پا زد
براي بودن من به خود رنگ فنا زد
چه درديه خدايا نخواستن اما رفتن
براي اون كه سايه ست هميشه رو سر من
كسي كه وقت رفتن دوباره عاشقم كرد
منو آباد كرد و خودش ويرون شد از درد
به دادم برس اي اشك دلم خيلي گرفته
نگو از دوري كي نپرس از چي گرفته
به آتش تن زد و رفت تا من اينجا نسوزم
با رفتنش نرفته تو خونمه هنوزم
هنوز سالار خونه ست پناه منه دستاش
سرم رو شونه هاشه رو گونمه نفسهاش
به دادم برس اي اشك دلم خيلي گرفته
نگو از دوري كي نپرس از چي گرفته
|
یه زمان خیلی سال پیش وقتی آدم ها ناراحت میشدن
|
*من تو را دوست دارم.. دیگری تو را دوست دارد.. دیگری دیگری را دوست دارد..
و این چنین است که ما تنهاییم..*
*وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش
سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است*
*دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند*
*اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه
بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر
است*
*اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو
نزدیک تر میشوم . این زندگی من است*
*وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات
است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ
است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم*
*اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری*
*صدای شرشردرکوشم پیچید !
صدای باران به شکل یک آهنگ دل نوازدر آمده بودوصدای آب های روان درداخل ناودان درگوشم میپیچید
انگارکه قطره ها میخواستندازهمه سبقت بگیرند
یکی ازقطره هاافتاد روی یک برگ سبزروشن که کمی گلی بود قطره برگ راشست سپس لیزخورد افتاد
درجوی آب!
همهمه زیادی ازقطره ها درکوچه و پس کوچه های شهربه راه افتاده بود هرکدام ازقطره هازبانی برای
خودداشتندوهرکسی حرفی میزدومن زبان بعضی ازقطره ها رانمیفهمیدم! چرا؟؟
پنجره ی اتاقم را بازکردم باران کم کم داشت بندمی آمدوحضورخورشیدازپشت ابری دردور حس میشد
ابری که حالا به شکل یک کبوتر آسمانی درآمده بود !*
و روحم جنگلی متحرک و سرگردان از آرزوهای . . . .
کاش میدانستی که انگیزه من از نوشتن چیزی است که از درون قلبم سرشار
می شود و قلب من امروز صبح هنگام طلوع خورشید طلایی رنگ،سکوت خود
را شکست و با من با دیده گریان گفت که دلم هوای تو را کرده است
*
*لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ...
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ... لمس کن نوشته هایی را که لمس
نا شدنیست و عریان ...
كه از قلبم بر قلم و كاغذ می چكد لمس کن گونه هایم را که خیس اشك
است و پُر شیار ... لمس کن لحظه هایم را ... تویی که نمی دانی من كه هستم٬ لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن*
*فراموش شدم
ولی هنوز کسی ازبی کران ها
صدایم میزند
گوش تیزکردم
اما گوش هایم
پرده برشنیدن کشیده بودند
شایدهم تمام این هافقط یک رویابود
رویایی که من
هرشب پازلش رادرذهن خود میسازم!!
خدایا چه کنم ؟؟
*
میگه مواظب خودت باش*
*پرنده باش تا پرتگاه برایت بی مفهوم باشد.*
*توانا ترین كوه نورد كسیست كه به قله قلبها سعود میكند*
*دستانم بوی گل میدادمرا بجرم چیدن گل محكوم كردند اما هیچكس فكر نكرد شاید گلی كاشته باشم*
*احساس قشنگیه وقتی بدونی كسی دوستت داره.. احساس خوبیه وقتی بدونی كسی دلش برات
تنگ میشه.. اما زیباترین احساس
وقتیه كه بدونی یكی هست كه تورا هرگز فراموش نمیكند*
*اگر كسی دشمنت شد بدون در رسیدن به هدفت موفق بودی اگه تهدیدت كرد بدون در برابرت ناتوانه اگر
خیانت دیدی بدون قیمتت بالاست و اگر روزی تركت كرد بدون با تو بودن لیاقت میخواد*
*میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات میكرد بهت چی گفت..؟
گفت جایی كه میری مردمی دارد كه میشكننت نكنه غصه بخوری من همه جا با توام. تو تنها نیستی. در
وجودت عشق میگذارم كه بگذری قلب میزارم كه جا بدهی اشك میدم كه همراهیت كنه و مرگ میدم كه
بدونی برمیگردی پیش خودم... *
*بازی روزگار را نمیفهمم من تورا دوست دارم تو دیگری را دیگری مرا و همه ما تنهاییم....!!!!*
*غروب شد خورشید رفت..آفتابگردان بدنبال خورشید گشت . ناگهان ستاره ای چشمك زد آفتابگردان
سرش را پایین انداخت..! گلها هرگز خیانت نمیكنند *
*عشق یعنی سه هفته آشنایی سه ماه عاشقی سه سال جنگ و سی سال تحمل.......
ولی نه واسه لیلی و مجنون...
یه عمر آشنایی تا ابد عاشقی و تا آخر دنیا تحمل.....*
*شمع میسوزد وپروانه به دورش نگران
من که میسوزم وپروانه ندارم چه کنم ....؟*
*هیچ کس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهاییم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد*
( یک سکوت یک تفکر یک احساس عجیب دلتنگی )

( قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این حاک غریب )
که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت تو غریبی *